گاهي وقت‌ها

 

آن‌قدر space مي‌زنم تا از خودم دور شوم

سفيدي صفحه چشمم را مي‌زند

و وجودم را مي‌کشد تا هزارتوي خودش

سرد است

تاريک

محتاج يک سياهي‌ام

يک الف

دارم غرق مي‌شوم

وسط اين عمق

گاهي وقت‌ها بايد مُرد!

 

پانوشت:
گذرنامه توي دستم عرق کرده...
مهر خروج خورده...
اما...
چه کسي مرا توي سلول فرديتم انداخته؟
نگهبان!

 

هرگز

 

مي‌آيي و دوباره لبخند آشتي مي‌زني

باور کن

من هميشه Alt + F4 را بیشتر از Ctrl + Z دوست داشته‌ام.

دوا

به تجربه ثابت شده که

 اگر از عبادت کم نگذاريم

مطالعه‌اي که يک ساعت وقت لازم دارد،

در ده دقيقه تمام مي‌شود.

آيت خدا، حضرت بهجت
رضوان خدا بر او باد

پانوشت:
تشکر بسيار از دوستاني که به رغم کم‌کاري بنده همچنان لطف دارند.
گفتني‌ها زياد و مجال اندک.
دعاگوي تمام دوستان هستم.
حتي شما دوست عزيز.